معنی شکایتگستری
8 بازدید
[ شِ یَ گُ تَ ] (حامص مرکب) گله مندی. شکایت. گله گزاری. (فرهنگ فارسی معین): او تو را کی گفت کاین گلبتره ها را جمع کن تا تو را لازم شود چندین شکایت گستری. انوری (از آنندراج). || ناله و زاری. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شکایتگستری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر