معنی شکاونه
7 بازدید
[ شِ نِ هْ / شِ وَ نَ ] (نف مرکب / اِ مرکب) نَقّاب و نقب زن و چاه جوی. (ناظم الاطباء). کسی را نامند که در زمین سوراخ کند، آنرا آهون بر و آهون زن نیز خوانند و به تازی نَقّاب گویند. (فرهنگ جهانگیری) (آنندراج) (از انجمن آرا) (از برهان) (ناظم الاطباء). رجوع به شکاونده شود. || کفن دزد بود و آنرا به تازی نَبّاش گویند. (فرهنگ جهانگیری) (از برهان). نباش. (ناظم الاطباء). و رجوع به شکاونده شود.
کلمات همقافیه با «شکاونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر