معنی شکانیان
6 بازدید
[ شَ ] (اِخ) قومی شبانکاره ای کوه نشینند مردمانی بشاشند مفسد و راهزن و مقام در قهستان گرمسیر دارند و اکنون ضعیف حالند و اتابک ایشان را عاجز گردانیده است و سران ایشان هلاک کرده و برداشته. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۶۷).
کلمات همقافیه با «شکانیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر