معنی شکاع
7 بازدید
[ شُ ] (ع اِ) درختی است از خار ماورای عض و عضاه که بیخ آن در تابستان خشک نشود و آن باریک است و ضعیف، از این رو در عرب آدم ضعیف را به شکاع نسبت کنند و گویند: کأنه عود شکاعاً. رنگ برگ آن سبز و رنگ شاخه هایش برخی سرخ و برخی زرد است و به پارسی گزگاو گویند. (از تذکرهٔ صیدنهٔ ابوریحان بیرونی). گرم است به درجهٔ اول و خشک به دویم، ملازه و آماس معده و قروح و خون از بر برآمدن را مفید است. (نزهةالقلوب). و رجوع به شکاعا و شکاعی شود.
کلمات همقافیه با «شکاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر