معنی شکار گردیدن
6 بازدید
[ شَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) شکار شدن. (یادداشت مؤلف). مغلوب گشتن : اکنون شکار آن مژه گردید شیخ شهر شهباز ما کبوتر یاهو گرفته است. خان آرزو (از آنندراج). و رجوع به شکار گشتن و شکار شدن شود.
کلمات همقافیه با «شکار گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر