معنی شکار شدن
6 بازدید
[ شِ شُ دَ ] (مص مرکب) آزرده و خشمگین شدن. برآشفتن. از ناملایمی یا طنز و کنایه ای بخشم آمدن و آزرده شدن. || بور شدن. (فرهنگ فارسی معین). || صید شدن. (یادداشت مؤلف). گرفتار شدن. ربوده شدن. (ناظم الاطباء): می شود صیاد مرغان را شکار تا کند ناگاه ایشان را شکار.مولوی. خوابش از چنگل شهباز رباینده تر است شوخ چشمی که شکار تن دل خسته شده ست. صائب تبریزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شکار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر