معنی شکا
7 بازدید
[ شَ ] (اِ) به معنی شقاست. (فرهنگ اوبهی). تیردان. (لغت فرس اسدی). شغا. ترکش. جعبه. کنانه. شقا. (یادداشت مؤلف): به تیر غمزه دل عاشقان شکار کند عجب تر آنکه به تیری که از شکا نه جداست. ابوعبداللََّه ادیب (از لغت فرس اسدی). و رجوع به مترادفات کلمه شود.[ شُ ] (اِ) شوکا. (ناظم الاطباء). رجوع به شوکا شود.
کلمات همقافیه با «شکا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کا» برای سرودن شعر