معنی شوی کردن
8 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) شوهر گرفتن. در حبالهٔ نکاح مردی درآمدن. تزوج. (المصادر زوزنی): زنان را بود شوی کردن هنر بر شوی زن به که نزد پدر.اسدی.
کلمات همقافیه با «شوی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر