معنی شوگز
6 بازدید
[ شَ / شُو گَ ] (اِ مرکب) شب گز. گزنده به شب. غریب گز. غریب گزک: در دامغان و قومس چیزی باشد مانند عدس آن را شوگز خوانند، هر جا که بگزد دست و پای و آن عضو عفن شود. (تاریخ بیهق).
کلمات همقافیه با «شوگز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گز» برای سرودن شعر