معنی شوهرداری
6 بازدید
[ شَ / شُو هَ ] (حامص مرکب) تیمارداری زن شوی را. شوهر را نگهداری کردن. با شوهر به سر بردن. - امثال: همسایه ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم.
کلمات همقافیه با «شوهرداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر