معنی شوله

معنی شوله

5 بازدید
[ شَ لَ ] (اِخ) نام یکی از منازل قمر. (برهان). شولة: خم شوله چو خم زلف جانان مغرق گشته اندر لؤلؤ تر. لبیبی (از تاج المآثر). هم شوله بود کو پس شوال زخم زد بر تارک مبارک پور طغان یزک.خاقانی. رجوع به شولة شود.
[ شَ / شُو لَ / لِ ] (از ع، اِ) شولة. نیش عقرب که مرتفع باشد. (فرهنگ نظام). - شوله فعل؛ آزاردهنده. نیش زننده. که چون نیش عقرب نیش زند: میزان حکمتی و ترا بر دل است زخم زین شوله فعل عقربک شوم نشترک.خاقانی.
[ شَ / شُو لَ / لِ ] (اِ) یک توپ پارچه. (برهان). یک توپ پارچه که درویشان بجای پتو بکار برند. (فرهنگ فارسی معین). || تیر شهاب که روشناییی باشد که شبها در جانب آسمان از طرفی به طرف دیگر رود. (برهان). || شله: شوله ماش. شوله قلمکار. (یادداشت مؤلف). رجوع به شله شود. || چوله. جولا. || مزبله دان بود در کویها. (فرهنگ اسدی). سرگین دان و جای خاک و پلیدیها بود در محله و کویها که جمع کنند به یک جا. (از اوبهی). سرگین دان و جا و موضعی است در کوچه ها که خاکروبه و خلاشه و پلیدیها در آن ریزند. (برهان). جایی که در کوچه ها خاکستر و خاکروبه ریزند. (جهانگیری) (انجمن آرا) (آنندراج): هرگز تو به هیچ کس نشایی بر سرت دو شوله خاک و سرگین.شهید. این دنیی غدار چه خواهی کردن وین شولهٔ پرخار چه خواهی کردن آخر نه پلنگی تو نه خوکی نه سگی این جیفه و مردار چه خواهی کردن.عطار. || جایی را گویند که گرمابه بانان سرگین در آنجا خشک سازند. (برهان). - گوشوله؛ در تداول گناباد خراسان بر مزبله دان و چاهک گرمابه اطلاق شود.

کلمات هم‌قافیه با «شوله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید