معنی شولة
6 بازدید
[ شَ لَ ] (ع اِ) دم یا نیش کژدم که دروا باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِخ) نام اسب زید فوارس ضبی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || نام زنی گول داهِ عدوان، کانت تنصح لموالیها فتعود نصیحتها وبالاً علیهم لحمقها فقیل للنصیح الاحمق: انت شولة الناصحة. (منتهی الارب). نام کنیز گول بنی عدوان... (از اقرب الموارد). ناصح گول. (ناظم الاطباء). شولة العدوانیة؛ زن گول بنی عدوان. (از البیان و التبیین ج ۲ ص ۱۷۸). || دو ستاره است از منازل قمر یقال لهما حُمَةالعقرب. (منتهی الارب). نام دو کوکب است روشن بر طرف ذنب عقرب، بر موضع نیش، میان ایشان مقدار بدستی است. و ماه او را بپوشاند و آن منزل نوزدهم است از قمر و او رقیب هقعه است. (جهان دانش ص ۱۲۱). منزل نوزدهم شولة ای نیش کژدم برآورده زیر بندهای دنبال. (التفهیم). نام منزل نوزدهم است از منازل بیست وشش قمر و آن دو ستاره است متقابل و روشن و آن را حُمَةالعقرب نیز گویند و از رباط اول است و آن از آخر قلب و پیش از نعایم است تا چهار درجه و هفده دقیقه و هشت ثانیه از قوس و نزد احکامیان منزلی سعد است آمیخته به نحوست. (یادداشت مؤلف): همه قلب وجود و شولهٔ عصر نعایم وار آتش خوار و ریمن.خاقانی. و رجوع به شوله شود.[ شَ وِ لَ ] (ع اِ) عَلَم است کژدم را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر