معنی شولان
7 بازدید
[ شَ / شُو ] (اِ) کمند و آن ریسمانی است بلند. (برهان) (جهانگیری). تبدیل سولان بمعنی کمند و نردبان است. (انجمن آرا) (آنندراج). جهانگیری ظاهراً بار نخست این صورت را اختراع کرده و بدان معنی کمند داده و از بیت ذیل به غلط افتاده است : از این چاه برشو به شولان دانش به یک سو شو از جوی و از جر عصیان. ناصرخسرو. این کلمه در شعر «به سولان» است با سین مهمله، تلفظی از سَوَلان، کوه معروف آذربایجان. (یادداشت مؤلف). || چوبی سرکج که بدان دلو به چاه فروبرند و برآرند آب کشی را. (یادداشت به خط مؤلف). || شاخهٔ راست. ترکهٔ راست. ترکهٔ راست و خوش اندام. عسلوج. عسلوجة. (یادداشت مؤلف).[ شَ وَ ] (ع مص) شَول. (منتهی الارب). رجوع به شَول شود.
کلمات همقافیه با «شولان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر