معنی شوشمیر
5 بازدید
(اِ) هل. (یادداشت مؤلف). قاقلهٔ صغیر است و گفته اند یونانی است. (فهرست مخزن الادویه). هیل و به عربی قاقلهٔ صغار و خیربوا خوانند. (برهان) (آنندراج). هیل باشد که به هندی آلاچی گویند. (فرهنگ رشیدی). بفارسی اسم قاقلهٔ صغیر و گفته اند یونانی است. (فهرست مخزن الادویه). خیربواست و هیل بواست و هان بوا و هال بوا نیز گویند و آن قاقلهٔ صغار است. (اختیارات بدیعی). || ارزن را گویند. (جهانگیری): خری که آبخورش زیر ناودان عصیر علف عصارهٔ بگنی و بخسم و شوشمیر. سوزنی. || شمشیر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شوشمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر