معنی شوز
7 بازدید
[ شَ ] (ع مص) شیفتهٔ کسی شدن و فعل آن مجهول آید. (منتهی الارب). مشغوف شدن به کسی، و آن با «با» متعدی شود و بصورت مجهول: شیزَ به شَوزاً (علی المجهول)؛ شُغِفَ به. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر