معنی شور و مور
6 بازدید
[ رُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) شوم و ضعیف، چه شور بمعنی شوم و نحس و نامبارک و مور بمعنی حقیر و ضعیف است و هرگاه خواهند کسی را یا چیزی را به زبونی و ناتوانی و حقارت وانمایند گویند «شور و مور است». (برهان). درمانده و ضعیف و ناتوان و حقیر و کمینه و فرومایه و خوار و سفله و زبون. (ناظم الاطباء). || (اِ مرکب) شور و غوغا و آشوب. (برهان). آشوب و غوغا. شور و غوغا و انقلاب. (فرهنگ فارسی معین). غوغا و آشوب و هنگامه. (ناظم الاطباء): ز بهر دو طامات ژاژ و مزخرف همه ساله با خلق در شور و مورم.سنائی. و رجوع به شورمور شود.
کلمات همقافیه با «شور و مور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر