معنی شور نشستن
8 بازدید
[ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) خاموش شدن فتنه : در جهان از نظر عدل تو بنشیند شور وز جهان هیبت شمشیر تو بنشاند شر.فرخی. - شور فرونشستن؛ خاموش شدن نایرهٔ آشوب. خوابیدن فتنه : شور جهان به حشمت خواجه فرونشست در هر دلی نشاط بیفزود و غم بکاست.فرخی.
کلمات همقافیه با «شور نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر