معنی شوریز
7 بازدید
[ شَ / شُو ] (اِ) ظاهراً مصحف شومیز. (حاشیهٔ برهان چ معین). مُزارع و زراعت کننده. (برهان) (آنندراج). زراعت کننده و کشتکار. (ناظم الاطباء). مُزارع. (جهانگیری). || زمینی که بجهت زراعت کردن مستعد کرده باشند. (برهان) (از آنندراج). زمینی که برای کشت و تخم افشانی آماده کرده باشند. (ناظم الاطباء). رجوع به شومیز شود. || نام دارویی است. (از برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شوریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر