معنی شوریده و گوریده
7 بازدید
[ دَ / دِ وُ دَ / دِ ] (ص مرکب، از اتباع) درهم و برهم و غیرمرتب و نامنتظم. سخت درهم و برهم، چنانکه اسباب خانه و امور شخصی و غیره: اطاقی شوریده و گوریده؛ غیرمرتب و نامنظم. (یادداشت مؤلف). || زلف بهم تاب خورده چون نمد. مقابل خوار.
کلمات همقافیه با «شوریده و گوریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر