معنی شورو
6 بازدید
[ شِ وْ رُ ] (فرانسوی، اِ) پوست بزغاله. چرم بزغاله. (فرهنگ فارسی معین). در تداول چرم براق.
کلمات همقافیه با «شورو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر