معنی شورهآب
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) آب شور. آب ناخوش : و در پاره ای زمین شوره آبی تنک ایستاده بود اسپش در آنجا افتاد و فروشد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۸۲). جز که صاحب ذوق که شناسد بیاب او شناسد آب خوش از شوره آب.مولوی.
کلمات همقافیه با «شورهآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر