معنی شورمور
6 بازدید
(اِ مرکب) نوعی از مور که بغایت خرد باشد. (غیاث). مورچه های خرد و کوچک. (برهان) (ناظم الاطباء). || (ص مرکب) این لغت از توابع است و بمعنی نحس و ضعیف است. (انجمن آرا) (از آنندراج): شورمورند حریفانت ولیکن گه لاف شارمارند و نفر با نفر آمیخته اند. خاقانی (از انجمن آرا). || (اِ مرکب) غوغا و آشوب... (انجمن آرا) (از آنندراج). و رجوع به شور و مور شود.
کلمات همقافیه با «شورمور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر