معنی شورم
6 بازدید
[ رَ ] (اِ) کوه. جبل. (ناظم الاطباء) (از برهان). کوه باشد... و اعراب آن یقین نیست . (انجمن آرا): چو برداری میان شورم آواز مر آواز تو را پاسخ دهد باز. (ویس و رامین). دل ویسه بسی سختر ز شورم ز خوی بد همی ماند به کژدم. (ویس و رامین). || مرکب تحریر. || سیاهی. || مداد. || بهی و سفرجل. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شورم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر