معنی شورطالع
6 بازدید
[ لِ ] (ص مرکب) شوراختر. (ناظم الاطباء). کنایه از مدبر و بدبخت. (آنندراج): هرکه شیرین تر فراق جانگزایش تلخ تر شورطالع تر ز فرهادم ببین احوال چیست. ظهوری. رجوع به شوربخت شود.
کلمات همقافیه با «شورطالع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لع» برای سرودن شعر