معنی شورباج
6 بازدید
(معرب، اِ مرکب) آش ساده. (ناظم الاطباء). شوربة. (حاشیهٔ برهان چ معین). معرب شوربا است که آب گوشت پخته باشد. (برهان) (آنندراج). شوربا. مرقه. خوردی. مرقه که تنها از برنج و نمک و آب کنند. (یادداشت مؤلف). شوربا. (دهار).
کلمات همقافیه با «شورباج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر