معنی شورانیده
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) بهم زده. زیر و زبر کرده. زیر و رو کرده. (یادداشت مؤلف). || متلاطم. || برانگیخته. || دیوانه کرده. || آمیخته. || آلوده. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شورانیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر