معنی شوذب

معنی شوذب

6 بازدید
[ شَ ذَ ] (ع ص) دراز نیکوخلق. (از اقرب الموارد). درازبالای نیکوخوی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دراز. (مهذب الاسماء). || اسب درازخایه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
[ شَ ذَ ] (اِخ) نام غلامی سیاه که به کربلاء با امام حسین (ع) شهادت یافت. (یادداشت مؤلف). || ذوالشوذب؛ لقب پادشاهی. (ناظم الاطباء).
[ شَ ذَ ] (اِخ) ابومعاذ. تابعی است. (یادداشت مؤلف). رجوع به ابومعاذ شوذب شود.
[ شَ ذَ ] (اِخ) (متوفای ۱۰۱ هـ . ق.) بسطام الیشکری، معروف به شوذب ثائر جبار. در عهد عمربن عبدالعزیز در جائی نزدیک کوفه بنام جوخا خروج کرد و بدست سعیدبن عمروبن الحرسی فرمانده سلمةبن عبدالملک بقتل رسید. (از اعلام زرکلی ج ۲ ص ۲۴). مردی خارجی که در نواحی کوفه در خلافت عمر عبدالعزیز خروج نمود. (حبیب السیر چ تهران ج ۱ ص ۲۵۸، ۲۹۹) (العقد الفرید ج ۲ ص ۲۳۱، ۳۳۲).

کلمات هم‌قافیه با «شوذب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید