معنی شود
6 بازدید
(اِ) مورچهٔ کوچک. (برهان) (ناظم الاطباء). || پارچهٔ داغ بسته شدهٔ بواسطهٔ آتش. (ناظم الاطباء).[ شِ وِ ] (اِ) شبت. رستنیی باشد معروف که در ماست کنند و در کوکو و طعام نیز. (برهان). شوت. شویت. شوذ. شبث. سبت. سبط. قال الازهری: و اما الشبث لهذه البقلة المعروفة فهی معربة. قال و سمعت اهل البحرین یقولون: سبت بالسین غیرمعجمة و بالتاء و اصلها بالفارسیة: شود، و فیها لغة أخری سبط بالطاء. (المعرب جوالیقی). گیاهی است از تیرهٔ چتریان که یک ساله است و ارتفاعش بین سی سانتیمتر تا یک متر متغیر است. این گیاه در اکثر نقاط آسیا (از جمله ایران) و اروپای جنوبی و افریقا بطور خودرو میروید و غالباً کشت نیز میشود. ریشه اش راست و مخروطی مایل به سفید و ساقه اش استوانه یی بی کرک و دارای خطوط طولی است و در محل گره ها کمی فرورفتگی دارد. (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به گیاهشناسی گل گلاب ص ۲۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «شود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر