معنی شوخیدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص) شاد شدن و مسرور گشتن و شادمان شدن و خوشحال گشتن. || آزردن و اذیت رسانیدن. || متنفر کردن. || پنهان کردن. || زنگ زدن و زنگ خورده شدن. || چرک شدن و ناپاک گشتن. (ناظم الاطباء). چرکن شدن. (برهان). || تملق و چاپلوسی نمودن و خوشامد گفتن. || شتابی نمودن و تعجیل کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شوخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر