معنی شوبر
8 بازدید
[ بِ ] (اِ) سوبر. حَرَکة. بِهش. زلنفج. برینس. (یادداشت مؤلف). نوعی از بلوط.[ بَ ] (اِخ) نام شهری در مصر. رجوع به شوبری شود.
کلمات همقافیه با «شوبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر