معنی شوایب
7 بازدید
[ شَ یِ ] (ع اِ) شوائب. جِ شائبة. آلودگیها: و کار آن ملک را از شوایب کدورات صافی گردانید. (جهانگشای جوینی). و جانبین از شوایب خلاف صافی، خراسان از طغات و عدات پاک گشت. (جهانگشای جوینی). و رجوع به شوائب و شائبة شود.
کلمات همقافیه با «شوایب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر