معنی شوامت
9 بازدید
[ شَ مِ ] (ع اِ) جِ شامتة. پایهای ستور و هی اسم لها. قال ابوعمرو: لاترک اللََّه له شامتة؛ ای قائمة و یقال: بات فلان بلیلةالشوامت؛ ای بلیلة شدیدة تشمت به فیها الشوامت. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به شامتة شود. || (ص، اِ) جِ شامت، به معنی شماتت کننده: بات طوعَ الشوامت؛ بسر آورد آنطور که شماتت کنندهٔ به او خواست. (از اقرب الموارد). و رجوع به شامت و شامتة شود.
کلمات همقافیه با «شوامت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر