معنی شواحط
7 بازدید
[ شَ حِ ] (ع ص، اِ) شَواحِطالاودیة؛ وادیهای دور از هم. (از اقرب الموارد).[ شُ حِ ] (اِخ) علم مرتجلی است برای موضعی. کوه معروفی است در نزدیکی مدینه نزدیک سوارقیه. (از معجم البلدان). کوهی است نزدیک سوارقیه میان مکه و مدینه. (منتهی الارب). || حصاری است در یمن. || یوم شُواحِط؛ روزی است از روزهای عرب. (از منتهی الارب) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «شواحط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حط» برای سرودن شعر