معنی شوات
7 بازدید
[ شَ / شُ ] (اِ) شواد. شوار. شوال. شوالک. (حاشیهٔ برهان چ معین). پرنده ای است از جنس مرغابی و آن را سرخاب گویند و بعضی گفته اند مرغی است به سرخی مایل و هر زمان به رنگی و لونی برآید و به عربی بوقلمون و ابوبراقش خوانند. (برهان). سرخاب از برهان و جهانگیری و در تحفةالسعادت و سروری بمعنی چَرْز است که به عربی حباری گویند و بعضی گویند که فیل مرغ. (غیاث اللغات). سرخاب. (مؤید الفضلاء). کَرَوان. حُباری ََ. (منتهی الارب) (نصاب). شواد. مرغی است که هزار چرز گویند و به تازی حباری خوانند. و بعضی گفته اند بوقلمون که هر زمانی برنگی درآید و نماید و ماکیان فرنگی گویند و اول اصح است. (جهانگیری) (از آنندراج) (از انجمن آرا). جانوری است پرنده مانند مرغابی که هم در آب و هم در خشکی زندگانی کند. (فهرست مخزن الادویه): جِنْبار، جَنْبَر؛ چوزهٔ شوات. حُباجِر، حُبارِج، حُبْجُر؛ شوات نر. خَرَب؛ شوات نر. عُثْمان؛ چوزهٔ شوات. عَنْز؛ شوات ماده. نَهار؛ شوات نر، و مادهٔ آن را لیل خوانند. (منتهی الارب). و رجوع به شواد و دیگر مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شوات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر