معنی شهوتکش
5 بازدید
[ شَ هْ وَ کُ ] (نف مرکب) که شهوت را فرونشاند و بر آن چیره شود: مجنون که مبصّر جهان بود شهوت کش و خویشتن رهان بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «شهوتکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر