معنی شهوة
17 بازدید
[ شَ هْ وَ ] (ع اِمص، اِ) خواهانی تن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - شهوة الحبالی؛ ویار (در زنان باردار). (یادداشت مؤلف). - شهوة الطین؛ ویار گِل خوارگی. بنطا. (از یادداشت مؤلف). - شهوة کلبیة؛ فرط شهوت و شدت آن و حرص بر خوردن باشد چنانکه در طبیعت سگها است. (از بحر الجواهر). رجوع به شهوت کلبیة در ذیل شهوت شود.[ شَ هْ وَ ] (ع مص) دوست داشتن و خواستن کسی یا چیزی را و آرزومند وی گردیدن. ج، شهوات. (منتهی الارب). حرکة النفس طلباً للملائم. (اقرب الموارد) (تعریفات). || آرزومند کردن. (دهار) (المصادر زوزنی). || (اِمص، اِ) آرزو. (منتهی الارب) (ترجمان علامهٔ جرجانی). آرزو و شوق نفس بطرف حصول لذت و منفعت. میل مفرط نفس به لذائذ. || گاه بر گرسنگی نیز اطلاق شود. (از بحر الجواهر) (از کشاف اصطلاحات الفنون). جوع. (یادداشت مؤلف). رجوع به شهوت شود.
کلمات همقافیه با «شهوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر