معنی شه‌مردان

معنی شه‌مردان

4 بازدید
[ شَ هْ مَ ] (اِ مرکب) مردانشاه. || شهِ مردان؛ شاه مردان. رجوع به شاه مردان شود.
[ شَ مَ ] (اِخ) ابن ابوالخیر رازی. از علمای ریاضی و طبیعی. او راست کتاب البدایع به عربی در علم نجوم و کتاب نزهت نامهٔ علائی مشتمل بر دوازده مقاله و مقدمه و خاتمه در علوم مختلفه بفارسی که پس از ۴۷۷ هـ . ق. بنام عضدالدین علاءالدوله و جمال المله خاص بک ابوکالیجار گرشاسف حسام امیرالمؤمنین کرده و کتاب روضةالمنجمین که بسال ۴۶۶ هـ . ق. بنام حکیم علی بن ابراهیم نوشته و کتابی دیگر بنام شش فصل دارد. وی معاصر حکیم عمر خیام و وفات او پس از ۴۶۶ است. (از یادداشت مؤلف). رجوع به سبک شناسی ج ۲ ص ۵۲، ۵۳ و ۱۵۹ و شرح حال رودکی ص ۲۷ و فرهنگ فارسی معین شود.
[ شَ مَ ] (اِخ) ابومنصور پارسی. وزیر امیر بصره، پسر کالیجار دیلمی، ملک پارس و از مردم قرن پنجم هجری. رجوع به سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۱۱۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «شه‌مردان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید