معنی شهلان
6 بازدید
[ شَ ] (اِخ) نام کوهی است و بعضی گویند ولایت است و بعضی دیگر گویند نام جایی و مقامی است نزدیک بکوه الوند. (از برهان). نام کوه، و شاید که بدل از سیلان باشد. (غیاث). نام کوهی است. (جهانگیری) (تاج العروس). کوهی است، اما صحیح آن ثهلان است چنانکه در قاموس آورده عربی است و شاید معرب کرده باشند. (انجمن آرا) (آنندراج). کوهی است، اما در قاموس ثهلان آورده و این صحیح است. (رشیدی). در جای دیگر نیافتم و گمان میکنم تصحیف «ثهلان» باشد که کوهی است عظیم بنی نمیر را در ناحیهٔ شریف. (از یادداشت مؤلف): عمان و محیط و نیل و جیحون جودی و حری و قاف و شهلان . خاقانی (از حاشیهٔ برهان چ معین). با سنگ گهر بگاه احسان جودی و حری و قاف و شهلان .خاقانی. شراری جهَد زآهن نعل اسبش که حراقش اروند و شهلان نماید.خاقانی. پیش آن بادپرستان بشکوه کوه شهلان شوم ان شاءاللََّه.خاقانی. ز اختران هدی او چو آفتاب آمد ز راسخان علوم او چو کوه شهلان بود. شرف شفروه. و رجوع به ثهلان و ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۵۸ شود.
کلمات همقافیه با «شهلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر