معنی شهل
9 بازدید
[ شَ هَ ] (ع اِ) شُهْلة. سیاهی چشم که مخلوط با رنگ آبی باشد. (از اقرب الموارد). میش چشمی و نیکوی از آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ شَ ] (ع اِ) دروغ: فیه ولع و شهل؛ ای کذب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ شَ هَ ] (ع مص) میش چشم گردیدن. (منتهی الارب).[ شَ ] (اِخ) ابن شیبان بن ربیعةبن زمان ملقب به فند. شاعری از عرب بوده است. رجوع به الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۱۹ شود.
کلمات همقافیه با «شهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر