معنی شهشناس
7 بازدید
[ شَ شِ ] (نف مرکب) مخفف شاه شناس. شاه شناسنده. شناسندهٔ شاه : دیده میباید که باشد شه شناس تا شناسد شاه را در هر لباس. (امثال و حکم ص ۸۴۶) (یادداشت مؤلف). || (ن مف مرکب) که شاه او را شناسد. رجوع به شاه شناس شود.
کلمات همقافیه با «شهشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر