معنی شهر کهنه

معنی شهر کهنه

6 بازدید
[ شَ رِ کُ ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. در جنوب این ده مزار شیخ فریدالدین عطار و نقاش معروف کمال الملک واقع است و در شمال خاوری طفلان با مسلم مدفون است. در خاور آن تپه ای است معروف به آلب ارسلان که آمریکائیها در آن کاوش کرده اند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ شَ رِ کُ نَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان قوچان است و از ۱۸ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و در حدود ۱۱۲۳۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ شَ رِ کُ نَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان بخش حومهٔ شهرستان قوچان است و ۲۴۲۰ تن سکنه دارد. شهر قوچان در سابق در محل فعلی این قصبه بوده است که زلزله های متوالی آنرا خراب کرده است. مقبرهٔ شاهزاده ابراهیم در آنجاست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «شهر کهنه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید