معنی شهر فرنگ

معنی شهر فرنگ

5 بازدید
[ شَ رِ فَ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نوعی سرگرمی کودکانه و آن چنانست که مقداری تصویرهای گوناگون را طوماروار به یکدیگر چسبانند و دو سر آن طومار را به دو چوب یا دو نورد بندند و محور را گرد خود گردانند، تصویرها از محوری بگشاید و گرد محور دیگر ببندد. آنگاه این تصاویر را در محفظه ای جعبه مانند قرار دهند و بر دیوارهٔ جعبه عدسی ذره بینی تعبیه کنند که آنها را درشت و روشن به بیننده بنماید، آنگاه کودکان در برابر عدسی نشینند و متصدی دستگاه گردانیدن محور را آغاز کند و تصاویر را یک یک از برابر دیدگان کودک بیننده بگذراند و با عباراتی که متناسب با تصویر است و آنها را قبلاً تکرار کرده است و از بر دارد، به شرح یکایک تصاویر پردازد و به تناسب پولی که دریافت میدارد، تمام یا قسمتی از آن تصاویر را به بیننده عرضه میدارد و وصف هر تصویر را با عبارت «شهر شهر فرنگه...» آغاز میکند. پس از پایان این نمایش، «شهرفرنگی» پرده ای را که از درون جعبه بر روی عدسی ذره بین تعبیه شده است (و هنگام نمایش تصاویر آنرا از روی ذره بین به کنار زده) دوباره می آویزد و مانع دیدن تصویر می شود و پایان نمایش را با عبارت «سگ سیاه نخوردت!» اعلام میکند. در هنگامی که هنوز سینما و تلویزیون در ایران رواج و رونق نیافته بود بازار شهر فرنگ رونقی داشت و کودکان تماشای این تصویرهای متحرک را که با توضیحات مسجع و مقفی و روان متصدی دستگاه همراه بود بسیار دوست میداشتند. اما اکنون مدتی است دیگر شهر فرنگ جز در دهات و روستاها و شهرهای دورافتاده و نقاط جنوبی و فقیرنشین تهران مشتری ندارد و روزبه روز از گرمی بازار آن کاسته می شود. شهرفرنگی دستگاه خود را یا به دوش خویش حمل میکند و یا با چرخهایی که به پایه های آن بسته شده است روی زمین میکشد. این دستگاه را گاهی با رنگهای مختلف و لامپهای کوچک رنگارنگ که با باطری خشک روشن می شود می آرایند اما تمام این وسایل برای جلب توجه کودکان بدان نصب میشود و جنبهٔ فرعی دارد. (از فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده) (یادداشتهای لغت نامه).

کلمات هم‌قافیه با «شهر فرنگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید