معنی شهرگشا
6 بازدید
[ شَ گُ ] (نف مرکب) فاتح. گشایندهٔ شهر. ستانندهٔ شهر: شاد باش ای ملک شهرگشایان که شدست در دهان عدو از هیبت تو شهد شرنگ. فرخی. ورنه چرا کرد سپهر بلند شهرگشایی چو تو را شهربند.نظامی.
کلمات همقافیه با «شهرگشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر