معنی شهرخواست
6 بازدید
[ شَ خوا / خا ] (اِخ) از بلوکات ساری و اشرف مازندران. عدهٔ قراء ۲۱، مساحت ۸ فرسخ. مرکز آن ماه فروزمحله است. (از یادداشت مؤلف).[ شَ خوا / خا ] (اِخ) نام دهی واقع در دوازده فرسخی میانهٔ شمال و مغرب گله دار. (از فارسنامهٔ ناصری).[ شَ / خوا / خا ] (اِخ) دهی است در سه فرسخ و نیمی میانهٔ شمال و مغرب گاوکان. (از فارسنامهٔ ناصری).[ شَ خوا / خا ] (اِخ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز و ۱۰۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «شهرخواست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر