معنی شهرب
16 بازدید
[ شَ رَ ] (ع ص) مرد کلانسال. (منتهی الارب). مرد کلانسال و شیخ. || (اِ) حوضچهٔ زیر خرمابن. (ناظم الاطباء). شهربة، یکی. رجوع به شهربة شود.[ شَ رَ ] (اِخ) نام یکی از ملوک آل نصر در حیره. (از مجمل التواریخ و القصص ص ۱۵۳).
کلمات همقافیه با «شهرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر