معنی شهران
5 بازدید
[ شَ ] (اِخ) ابن شاذل. از اجداد مکحول است. (یادداشت مؤلف).[ شَ ] (اِخ) نام یکی از نجبای ایران که در زمان یزدگرد سوم نزد ماهوی بود. (فهرست ولف): نشست او و شهران اَبَر پای خاست به ماهوی گفت این دلیری چراست. فردوسی.[ شَ ] (اِخ) ابن عفرس. جدی است جاهلی که فرزندان وی بطنی از خثعم از قحطان اند. (از الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۱۸).
کلمات همقافیه با «شهران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر