معنی شهرابان
5 بازدید
[ شَ ] (اِ مرکب) صورتی از شهربان. شهروان. (یادداشت مؤلف). رجوع به شهربان و شهروان شود.[ شَ ] (اِخ) شهربان. قریهٔ بزرگی است با باغهای نخیل از نواحی خالص در مشرق بغداد، و عده ای از اهل علم از آنجا برخاسته اند. (از معجم البلدان). حمداللََّه مستوفی در نزهةالقلوب نویسد: از او [ خانقین ] تا رباط جلولا... پنج فرسنگ، از او تا هارونیه پنج فرسنگ و شهرابان به دست راست به دوفرسنگی این مرحله است. و نیز گوید که شهرابان را دختری ابان نام از تخم کسری ساخته است. (از نزهة القلوب ج ۳ ص ۴۳، ۱۶۵).
کلمات همقافیه با «شهرابان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر