معنی شهب

معنی شهب

6 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) کوه که بالای آن برف باریده باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ شَ هَ ] (ع اِمص) شُهْبة. سپیدی بر سیاهی غالب آمده و غالب آمدن آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به شهبة شود.
[ شُ ] (ع اِمص) شُهْبة. سپیدی بر سیاهی غالب آمده. (منتهی الارب). رجوع به شهبة شود. || (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب).
[ شَ ] (ع مص) سوختن کسی را گرمی و سردی و برگردانیدن گونهٔ آن را: شهبه الحر و البرد. (منتهی الارب). سوختن روی کسی را و تغییر دادن رنگ وی را. (از اقرب الموارد). || لاغر و بی علف گردانیدن سال، مواشی قوم را و هلاک ساختن: شهبت السنةُ القومَ. (منتهی الارب).
[ شُ هُ ] (ع اِ) جِ شِهاب : شهب همچو افکنده از نور نیزه و یا چون ز چرخی رها گشته حَبْلی. منوچهری. می ربودند اندکی زان رازها تا شهب میراندشان زود از سما.مولوی. رجوع به شِهاب شود. || سه شب از هر ماه. واحد آن شِهاب است. (از منتهی الارب). لیالی البیض. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «شهب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید