معنی شهاق
4 بازدید
[ شُ ] (ع مص) گردانیدن گریه را در سینهٔ خود. شهیق. تشهاق. || رسیدن کسی را چشم زخم: شهقت عین الناظر علیه. (منتهی الارب).[ شُ ] (اِخ) کوهی است. (منتهی الارب). || جایگاهی است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «شهاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر