معنی شنکرک
4 بازدید
[ شَ رَ ] (ص) شنگرک. شوخ و ظریف. (ناظم الاطباء). و رجوع به شنگ شود. || (اِ) دزد و راهزن. (ناظم الاطباء). رجوع به شنگ شود. || خرطوم فیل. (ناظم الاطباء). رجوع به شنگ شود.[ شَ رَ ] (اِخ) نام یکی از رایان هند که به مدد افراسیاب رفته و افراسیاب وی را به یاری پیران ویسه فرستاد. (ناظم الاطباء). شنگرک. و رجوع به شنگرک شود.
کلمات همقافیه با «شنکرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر